بر مزار سید عماد الدین نسیمی - 1388

در اردیبهشت ماه 1388 استاد طي سفري به سوريه، بر مزار عارف و شاعر پاکباخته «سيد عماد الدين نسيمي» حضور يافتند. از زماني كه نسيمي را چون منصور حلاج بر دار كردند و پوست از تنش كندند، پس از آنكه بدن مطهرش توسط مردم به خاك سپرده شد، از همان زمان در اطراف مزارش حصاري كشيدند. ليكن اين حصار به مرور زمان تبديل به بنا شد تا اينكه در دوره‌ي عثمانيان پنجره‌هاي مشبك آهنين گذاشتند و ديوارهايش را با طرحي شايسته برافراشتند. اخيراً نيز جمهوري آذربايجان در نوسازي اين بنا با سوريه مشاركت كرده است. مزار نسيمي اكنون در حال نوسازي است. لازم به ذكر است در اين بنا هميشه خادماني حضور داشته‌اند كه در همان مكان نيز به خاك سپرده شده‌اند. در عكس سوم نيز خادم اين مزار در حالي كه ديوان اشعار تركي نسيمي (به تصحيح استاد) را در دست دارد در  كنار استاد ايستاده است.

 استاد به مناسبت حضور در آن مكان، اشعاري سروده‌اند. از آنجا که این اشعار در فصل تابستان تکمیل، ویرایش و آماده شد، اکنون فایل پی. دی. اف آن را تقدیم می‌كنيم.

نسيمي مزارينا ساري

 

سن سؤز ائتدین عَلَّم الاَسما روموزوندان،

اَنَا الحَق سؤیله‌دین.

سن تَعالی شَأنهُ الله اکبر دن دانیشدین.

بَیت مَعمور دان سؤز ائتدین،

اِنْشِراح صدر قیلدین،

اَوَّل و آخِر هُوَ الحَیِّ الَّذی دن دم ووروب.

جَمعُ الحُروف ائتدین اؤزون!

حاشِ لله، من بو دارُ المُلک‌ده،

سنسیز گلیب راح مٌصَفّی آختارام!

صادِق الوَعْد المُبین سن،

صادِق الوَعْد الاَمین سن،

ظِلِّ ثانی سن،

قُل هُوَ الرَّحمن سان،

کعبة الحَنّان سان،

کُنتُ کَنز الله سان،

لَوْحَش الله،

سن کَلام الله حق سن!

وَجه احسن سن،

نور واحد،

مَطلَع الاَنوارسان سن!

مَظْهر الله سان سن،

سن مسیح الله سان،

اِنِّی اَنَا الله سؤیله‌ین بیر ذات اعلاسان،

سن بشر صورتلی حق‌سن،

من بصیرتسیز بشر.

خانه‌سیز، یوردو داغیلمیش

            سرکشم من.

چابک سوار، گیتی‌نوماسان،

نار دانه، نور اعلا،

وَرد حمرا سان!

بی‌بدایت، بی‌نهایت،

نکته‌دانسان، سبعه‌خوانسان.

سن ملک‌سیمای صاحبدل، کران‌سیزسان.

من ایسه بیر گؤزو اعمی،

گونش‌سیز، معرفت‌سیز،

اِنَّک شِی‌ء عجیب!

ای نسیمی!

اَحْسَن التَّقویم سن،

اهل یمین سن،

بارک الله، آفرین!

 

ای جماعت!

       اَسْجدوا!

            اَسْجدوا!


 

 

اوختاي نسيمي

 

سن اؤلومله قول بویون اولدون

اؤلومله، هم یاشادین،

هم یاشاتدین سن اونو.

 

سنسن «عمادالدین علی»

حلول ائتدین منیم جیسمیمده!

«اوختای» ایله بیرگه یول گئده‌رکن،

قلبیمین دردین باغیرساقلاردا آختاردین.

قان ایچن جلادلاری شرمنده ائتدین،

سن اسارت زنجیرین آچدین آیاقلاردان.

اودلو فریادلارلا هایغیردین:

آمان!

       «اوختای نسیمی»!

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید