نشر کتاب «دیوان غریبی تبریزی و تذکره شعرای روم» 1389

کتاب «دیوان غریبی تبریزی و تذکره مجالس شعرای روم»، تصحیح و مقدمه: دکتر ح. م. صدیق

تبریز، اختر، 1389 .

یکی از کارهای بسیار جالب استاد در زمینه ی ادبیات آذربایجان، کشف و نشر نسخه ی منحصر بفرد دیوان غریبی است که اولین بار در سال 1381 به زیور طبع آراسته شد و بلافاصله توجه محافل علمی جهان را به خود جلب کرد، چنان که در ترکیه یکی از اساتید دانشگاه غازی موسوم به دکتر اسرافیل باباجان ترجمه و انتشار یافت و در مجلات علمی، معرفی شد و خود استاد آن را در یکی از جشنهای سالگرد تأسیس کتابخانه ی مجلس شورای اسلامی در تهران، معرفی کردند. این کتاب در 350 صفحه با مقدمه، نمایه های مختلف و کشف الابیات چاپ شده است.

کتابهای دکتر حسین محمدزاده صدیق

تذكره‌ی مجالس شعرای روم. میان صفحه‌های 249 الی 325 از نسخه خطی، رساله‌ای است در شرح احوال شعرای آسیای صغیر. در این رساله نخست شرح حال و نمونه‌ی آثار مولانا جلال‌الدین رومی را می‌آورد و سپس پنجاه تن از شاعران آسیای صغیر را تا عصر خود كه بیشتر به شیوه‌یمولوی سخن گفته‌اند معرفی می‌كند. این پنجاه تن عبارتند از: شیخی، حمزه‌وی، احمدی، نظامی چلبی، روشنی دده، مولانا حسن، احمد پاشا، سجودی، جم سلطان، سعدی چلبی، سوزی، جعفری مداح، جعفری چلبی، صافی، قرملی حمزه، امیر چلبی امیری، درونی، مولانا صفی، روانی، وداعی، نشانی، مهدی آفتابی، نجاتی، صنعی چلبی، هلالی، اسحاق چلبی، نجومی، مولانا قندی، شیخ ابراهیم گلشنی، درویش علی اصولی، بابا دراز شوقی، احمد بیگ، ذاتی، فرخ بیگ فرخی، ‌عطائی، اشتیاقی، سریری، مآلی، اسلام اوغلو جدیدی، علی بیگ ضعیفی، مولانا شكری، آهی، فوری، عبدالعلی حلمی، مولانا حسن خلیفه حلمی، شاهدی دده، حكیمی، لطف الله چلبی غباری، لطیفی.

 در دیباچه‌ی تذکره با آوردن آیه‌ای ازسوره‌ی شعرا و چندین حدیث در باب شعر و شاعری، از شاعران نجات یافته و یا به ضلالت افتاده سخن می‌گوید و از توجه حضرت پیغمبر به شاعران صالح یادی می‌کند و از اشعار منسوب به حضرت علی (ع) و امام حسن (ع) و نیز از سروده‌های شیخ صفی الدین اردبیلی و شاه اسماعیل ختایی نمونه‌هایی می‌آورد.

 

در اینجا دو صفحه از مقدمه را میخوانید

 

1-1. چند کلمه

 

نسخه­ی منحصر به فرد کلیات غریبی را در سال1363 هنگام تجسس در نسخ خطی ترکی فهرست نشده­ی کتابخانه‌ی شماره­ی2 مجلس شورای اسلامی کشف کردم. کشف این اثر بی­بدیل را مدیون دقت و دلسوزی صبورانه‌ی آقای محمدحسین حائری پیر نسخه‌شناس این کتابخانه هستم.

بخش دیوان و تذکره‌ی مجالس در سال 1366 برای چاپ آماده شد و حروف‌چینی آن نیز به پایان رسید، و توانستم در مراسم جشن هفتادمین سال تأسیس کتابخانه‌ی مجلس آن را معرفی کنم. و در سال 1380 برای نخستین بار به زیور طبع آرسته گردید، بخش تذکره‌ی شعرای روم ظاهراً نخستین تذکره‌ در زبان ترکی است که افتخار کشف و نخستین نشر آن نیز از آن این­جانب است.

پس از انتشار این اثر در ایران، آقای دکتر اسرافیل باباجان که چند صباحی دانشجوی ما در ایران نیز بود، این تذکره را به عنوان پایان­نامه‌ی دکترا برای خود برگزید و بدین گونه در کشور دوست و همسا­یه‌مان ترکیه نیز انتشار یافت. اینک کتاب را با برخی یافته‌های نوین به چاپ دوم می‌رسانیم و امیدوارم، همان گونه که در چاپ اول هم قول دادم،  بتوانم الزام النواصب و دؤرد فصل اثر غریبی را نیز انتشار دهم.

 

* * * * * * *

 

2-1.  مقدمه‌ی فارسی

(نگاشته شده در 1369ـ خلاصه شده)

 

چنانكه از آثار منظوم و منثور به جامانده از غریبی تبریزی پیداست، وی شاعر خوش قریحه، جادوبیان، مسلط به فنون شعر، و عالمی متفكر و متبحر در علوم قرآنی و مسلط به معارف اسلام و تاریخ و فقه و اصول و كلام و فلسفه بوده است.

آثار منظوم این شاعر مظلوم را در 12 قسمت، بر اساس نوع‌بندی متداول دیوان‌های شعر تركی تنظیم كردم، به پایان مجموعه نیز تذكره‌ی مجالس شعرای روم را كه متأسفانه آن نیز از دستبرد مسؤولان متعصب كوردل قبلی كتابخانه سالم نمانده و صفحاتی از آن كنده شده است، بر مجموعه اضافه كردم.

آنچه اكنون از تذكره‌ی مجالس غریبی در دست است، شرح احوال و گزیده‌ی آثار 52 تن از شعرای آسیای صغیر است كه تقریبا با او همزمان بوده‌اند. وی این تذكره را با یاد مولوی شاعر تركی زبان فارسی گوی عالم اسلام شروع می‌كند و با یاد «لطیفی» ختم می‌كند.

در باب زندگی غریبی هنوز یافته‌های قابل ملاحظه‌ای به دست نیاورده‌ام. برای تدوین شرح حال وی باید دوره‌ی حكومت شاه طهماسب صفوی در تبریز را دقیقا مورد مداقه قرار داد. آنچه از دیوانش به دست می‌آید، این است كه در اصل از ایل «منتشا» در آسیای صغیر بوده است، به دلیل زندگی طولانی در تبریز به «غریبی تبریزی» مشهور شده است. انتساب به دربار شاه طهماسب داشته است، عاشق مولای متقیان علی (ع) و ائمه‌ی اطهار علیهم السلام، و خود شیعه‌ی متعصب بوده و بعضی شعرها علیه شیعه آزاری‌های آن روزگار هم دارد.

آثار غریبی تبریزی را در چهار جلد تقدیم خوانندگان خواهیم كرد: جلد اول در چهارده قسمت شامل قصیده‌ها، مطلع و مقطع‌ها، فردها،‌مربع‌ها، مخمس‌ها، یك معشر، ترجیع‌بندها، تركیب بندها، مثنوی‌ها، قطعه‌ها كه هم اكنون زیر دست خواننده است. تمام این بخشبندی و سر عنوان‌ها را من خود برگزیدم و ازجاهای مختلف نسخه‌ی خطی یاد شده در فوق استخراج كردم و تدوین نمودم.

جلد دوم در بردارنده‌ی تذكره‌ی مجالس، جلد سوم و جلد چهارم شامل رساله‌ی یوحنا یا الزام النواصب و كتاب چهار فصل خواهد بود.

در بخش غزل‌ها توانستم 144 غزل از غریبی گردآورم. غریبی خود، غزل‌هایش را در نسخه‌ی جای گفتگو جدا كرده است. برخی جاها مطلع چند غزل را داده و به سبب آن كه در جای دیگر كتاب دؤرد فصیل كه در نسخه‌ی خطی است، آن غزل آمده، در بخش غزلیات تنها مطلع آن‌ها را ذكر كرده است. برخی از این غزل‌ها را از كتاب دؤرد فصیل استخراج و استنساخ كردم،‌ برخی دیگر به سبب امحاءِ آن رساله، به دست نیامد.

در سرتاسر نسخه، در برخی جاها، مطالب به سبب خراشیدگی و امحاء، از بین رفته است و یا قابل قرائت نیست. در چنین مواردی سه نقطه (...) گذاشتم. آنچه را كه به متن افزودم، در داخل دوچنگ [ ] قرار دادم. همه‌ی غزل‌ها را شماره زدم. همین گونه دیگر بخش‌ها را.

 * * * *

گئرچک حدیث ایمیش بو كیم: خوبلاردا اولمازمیش وفا،

كیم سئودی بیر خوبو، كی آخیر، چكدی یوزمینلر جفا.

چشمین خطاسیز قانیمی نئچون تؤكر، هئچ بیلمنم،

هرگز خطا قیلماز، خطا قیلماقدا اول تورك ختا.

یارب! نه مهروسان كی سن یاخدین جهانی مئهر ایله،

شؤوقونلا بیر پروانه تك هر گون یانار شَمْسُ الضُّحَا.

آنین كه حج اكبری وصلین حریمی اولمادی،

بیت الحراما وارمادی، جانیندا تاپمادی صفا.

   هیجرین چؤلونده درد ایله توشدو «غریبی» خسته دل،

رحم ائت،‌ طبیبیم! وئر اونا وصلین شرابیندان شفا.

 * * * *

قیلار قندیله هر لحظه منی لعل لبین دعوت،

روادیر بنده‌یه لوطف ائتسه سولطان ولی نعمت!

تاخیب گول برگینی جان رشته‌سینه، لعلی داش ائتمیش،

لبی یاقوتونا دوزموش ترازو، خازن حكمت.

قوشونون توزونا ایرمك، منیم سعییم ده‌گیل شاهیم،

ایریشیر دؤولته هر باشدا آخر، وار ایسه دؤولت.

منیم هیجرینده ‌بی‌خود اولدوغومچون هر گئجه شمعین،

ایشی كی یانماق اولموشدور، گهی ناله، گهی رقّت.

5   مزاریم خاكدن ریحان رحمت اسگیك اولمازدی،

نسیمِ سونبولوندن گر آپارسام قبریمه نكهت.

گؤزونو ایسته‌ییب توشسم بیابانا، عجب قیلما،

كه دائیم هر جنون اهلی گئییك بیرله توتار اولفت!

«نیگارین وصلینی تاپگچ، فدا قیل جانینی!» دئرسن،

«غریبی» كاشكی وئره‌یدی بو عؤمره اول قده‌ر مؤهلت.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید