آلينجاق اولدوزو (مقدمه دکتر صدیق بر دیگر کتابها)

چند كلمه

 اعتنا به فرهنگ بومی در روزگار ما، كار صافی ضمیران و پاكانی است كه نمی‌خواهند اسیر هجمه‌های فرهنگی بیگانه شوند و با تلاشی پر توش و توان كه دشوار و در عین حال، بسیار شیرین است، می‌خواهند كه بر صدهزاران جلوه‌ی فرهنگ قومی و بومی چشم بگشایند و نادیدنی‌ها را ببینند و از لذّت و جذابیّتی كه به دست می‌آورند، دیگران را نیز بهره‌ور سازند.

یكی از مجموعه‌های فرهنگی بسیار غنی كشور ما، «فرهنگ قشقایی» است كه تا بخواهی پویايی و لطافت دارد و دریایی از حكمت و معارف و تجارب نیاكان فرهیخته‌‌ی‌مان را چونان مرده‌ریگی معنوی به دست ما سپرده است. فرزندان ایل قشقایی- كه در تاریخ معاصر به«ایل سرافراز» معروف شده است - در سال‌های اخیر، نگاهی متفاوت به میراث معنوی باز مانده از هزاره‌های گذشته‌ی ایل خود می‌اندازند.

 اينان به دنبال كشف رشته‌های ناگسستنی پیوندهای تاریخی خود با دوران سازان اوغوزان، به پژوهش‌های دانشگاهی دست یازیده‌اند. واژه‌نامه‌ی تركی قشقایی را تدوین كرده‌اند. ضرب‌المثل‌ها، اسطوره‌ها، افسانه‌ها و سروده‌های بومی را گرد آورده‌اند. تاریخ ادبیات مكتوب تركی قشقایی را نوشته‌اند. و به آفرینش آثار هنری در قالب‌های نثر و نظم و به شیوه‌ی نوین پرداخته‌اند.

آن‌چه زیر دست خواننده است، نمونه‌ای از این تلاش‌هاست كه از سوی خانمی نیكو بیان و نیكو نگار نگاشته شده است، خانم فتانه مرادی، نخستین زنی در روزگار ما كه دست به نگارش به زبان توانمند و شیرین تركی قشقایی زده است. نثری بدیع و زیبا كه تعبیراتی چونان:

آسلان اوره‌كلیم،

آلا گؤزلوم،

سیجا بویلوم،

قولاچ قوللوم

 

را آرایه‌ی سخن ناب خود ساخته است.

خانمی که بازگشت به خویشتن خویش را در نگاه به دوران معصومیت کودکانه‌اش تحقق بخشیده است، به کلام مادرش رجوع کرده است که:

میتیل لری اؤگود اؤرگدمک ایچون دئییلر. ائله بو میتیل لردندیر کی بؤیوک آد- سانلی کیشیلر آیاق تودموشدیر.

خانمی که خطاب به فرازنامان ایل سرافراز می‌گوید:

واری چاغیدا دییرمانینگ آلت داشی تکین گؤره‌ک دایاناسینگ.

 خانمی از تبار زنانی که پدرانشان چون پسران جنگاور به آنان می‌نگریستند، چرا که  اینان در خیزاب‌های اجتماعی و سیاسی، در تیراندازی و سواره‌تازی فرقی با برادران خود نداشتند.

خانمی که اشک چشمانش، سنگینی ابرهای سیاه آسمان دلش را سبک کرده است، و او خود احساس‌های خویش را با تنهایی ایلش تقسیم کرده است و خود را چنین تسکین داده است که:

روزگاردان هرنه گلسه خوش دئیینگ

 خانم فتانه مرادی از اویماق قاراقانلی از ایل سرافراز برآمده است و خود را مدیون ایلش می‌داند و من امروز بر خود می‌بالم که با نازش بگویم بی‌گمان فرزندان ایل سرافراز نیز در آینده مدیون تلاش‌های صافی ضمیرانه‌ی وی خواهند گشت.

 منبع: آلينجاق اولدوزو (قشقايی توركجه‌سينه ميتيللر )، فتانه مرادي، شيراز، نويد شيراز، 1387

 

دکتر ح.م.صدیق

تهران - اردیبهشت 1378  

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید